مرا عهدی است با جانان، که تا جان در بدن دارم// هوادران کویش را چو جان خویشتن دارم
همه روز اول صبح سکه مهر و محبت را ازقلک دل برداريم و ببخشيم به اول نفري که به ما مي تابد اولين عابر امروز که از کوچه ما مي گذرد و صميمانه بگوييم: "سلام"
****
دختران شهر به روستا فکر می کنند دختران روستا در آرزوی شهر می میرند مردان کوچک به آرامش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچ کس، به خانه اش نمی رسد ...
کتاب "جامعه شناسی" گیدنز را در دست مطالعه دارم. کتاب را از کتابفروشی دست دوم خریدم. صاحب قبلیش دانشجو همین رشته بوده. یه کسی که اصلاً نمیدانسته پاککن چیه. مثلاً یاداشت کرده: 2کیلو خیار درشت. 3 کیلو سیب زمینی و ....
یا مثلاً دیگر اینکه گوشه کتابش یاداشت کرده، بعد به راحتی خطش زده. انقدر این کتاب خط خطیه که من همش فکر میکنم این صاحب کتاب قبلی را پیدا کنم و براش یه پاککن بخرم. به عمق فاجعه فکر کن...